یهو بدون اینکه بفهمم، چهارشنبه برام شده بهترین روز هفته. روزی که محمد نیست و من خونه رو در اختیار خودم دارم و با خودم هستم. دیگه از استرس درسی محمد و یا استرس خرید و فروش سهام خبری نیست. خودم هستم و خودم. تازه فقط این نیست. چهارشنبه ها با اینکه همش چهار روز از آخر هفته گذشته و یا ما زنگ زدیم ایران یا اونا زنگ زدن و صداشونو شنیدیم؛ باز من می تونم به بهانه اینکه خواهرم اینا چهارشنبه ها میرن خونه مامانم اینا زنگشون بزنم و نه تنها با مامان بابام بلکه با خواهرم و سه تا دختراش حرف بزنم
و حال کنم. و باز سه روز بعدش به بهانه آخر هفته می تونم صداشونو بشنوم.
بازم خوشی چهار شنبه تموم نشده: احتمال اینکه بتونم با دوستی که به خاطر مشغله کاری و زندگی اون کمتر امکان دیدنشو دارم، چت کنم، تو چهارشنبه ها بیشتر میشه!!!
چهارشنبه هاست که من فرانسه درس میدم و کیف می کنم ازاینکه از مهارتی که به دست آوردم می تونم استفاده کنم. چهارشنبه ها ست که می تونم با فکر آزاد برای بقیه هفتم یا کارهایی که می خوام بکنم نقشه بکشم. و جدیدا چهارشنبه هاست که یک کلاس ورزش گروهی پیدا کردم که بر اساس حرکات رقص چاچا و سالساست و می خوام برم.
البته حواسم هست که بهتر اینه که بتونم در همه حالات و روزها خوش باشم که هستم. اما چهارشنبه ها کمی بیشتر. چهارشنبه ها نقطه اوج زندگی هفتگی من است.
Wednesday, February 25, 2009
Subscribe to:
Posts (Atom)